بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم فهمیدم اصلا جذاب نیست

بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم، فهمیدم اصلاً جذاب نیست.

بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم، فهمیدم اصلاً جذاب نیست.
رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست.
شوخی‌هاش هم اصلاً خنده‌دار نیست.
و آدم‌هایی که کنارش هستن اصلاً آدم‌های خوشبختی نیستن.
فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود.
اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم.
دیدگاه ها (۲۲۱)

اون لحظه که فکر می‌کنن چون همیشه می‌خندی، چیزی از غصه حالیت ...

intertwined fate of two enemies-part 4

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

رمان عشق ممنوع

dark life = 39

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

Destiny part 10

🎤 پشتِ لبخندتژانر: عاشقانه | آیدل × دختر معمولی | کمدی | مدر...

سناریو دازای

۳ پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط