{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نف

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر بودم که یهو فاز معنوی برداشت و گفت:
«بچه نجمه! امروز تو اینستا می‌چرخیدم، یه حدیث دیدم که نوشته بود: کسی رو مسخره یا تحقیر کردن گناهیه که حتی با رفتن مکرر به درِ خونه‌ی خدا بخشیده نمی‌شه!» 😭😂

حالا هر دوتامون هم مشغول خوردن بودیم؛ من میوه، اون چای 🤭
منم بدون اینکه ذره‌ای تحت تأثیر قرار بگیرم، پقی زدم زیر خنده! جوری که دوستمم فقط به خنده‌ی من می‌خندید و ریسه می‌رفت 😂

و من بین اون همه خنده فقط بریده‌بریده می‌گفتم:
«اولین نفر جهههنمممم 🤭🥴😅»

بعله... خلاصه این موضوع رو انقدر کش دادم و خندیدم که هر دومون زد تو گلومون! 😭
منم در حالی که واقعاً رو به موت بودم، دیدم دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه منو نجات بده، تماس رو قطع کردم و شروع کردم به سرفه‌کردن و خودمو از مرگ حتمی نجات دادم! 😂
آب خوردم، دوباره زنگ زدم، یه کم دیگه مسخره‌بازی درآوردیم و آخرش قطع کردیم. 🤦🏻‍♀️😂

اما نمی‌دونم چی شد آقا...
نمی‌دونم حرف دوستم بود، یا واقعاً یه جایی تهِ دلم آدم شدم! 😅

ولی از اون روز، هر بار خواستم کسی رو مسخره کنم یا تحقیرش کنم، یه‌دفعه یاد اون مکالمه افتادم و واقعاً خیلی کمتر این کارو کردم. حتی گاهی به بقیه هم گوشزد می‌کردم که حواسمون به این چیزا باشه.

و واقعاً... هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم، بیشتر می‌فهمم چقدر این کار می‌تونه زشت و سنگین باشه.
گاهی یه شوخی برای ما فقط چند ثانیه خنده‌ست، ولی ممکنه برای کسی که هدف شوخی بوده، مدت‌ها بمونه و دلش رو بشکنه.

خدایا، اگر جایی با حرف یا خنده‌م کسی رو تحقیر کردم، ازم بگذر و کمکم کن قبل از اینکه زبونم چیزی بگه، دلم حواسش باشه. 🤍

و اما دوست بزرگوارم🤭💓
که با یه جمله، وسط اون همه خنده یه تلنگر کوچیک زد و شاید خودش هم نمی‌دونست قراره یه شوخی ساده، یه چیزی رو توی من تغییر بده؛
خدا حفظت کنه و بهت یه جای دنج و درجه‌یک توی بهشت بده، چون رسماً با یه حدیث و یه چای، یکی رو از مسیر مسخره‌کردنِ ملت یه کم برگردوندی! 😂🫂💓

خلاصه که...
گاهی خدا آدمو با یه موعظه‌ی خیلی جدی آدم نمی‌کنه؛ با یه جمله وسط خنده، یه تلنگر کوچیک می‌زنه و می‌گه: «حواست هست داری چی کار می‌کنی؟» 🤍
@arezoo_p27
دیدگاه ها (۴۰)

.... کپشن مهم...

شهید رییسی گفته بود: تا یه ماه بانک وقت داره وام بده، بیشتر ...

Destiny part 9

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.53(روایت از زبان جونگ‌ک...

می‌دونم‌گاهی‌تحمل‌کردن‌مشکلات‌برات‌سخته‌وانگار،تهِ‌توانته،ام...

پارت چهارم معرفی کتاب زرد پوست: و من یه لحظه نگاهم افتاد به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط