الان چندین و چن ساله شبا خوابم نمی گیره

الان چندین و چَن ساله ِشبا خوابُم نمی گیره

الان چندین و چَن ساله ِشبا خوابُم نمی گیره
نِگو عاشق شدی؛ بابا مو اعصابُم نمی گیره

هُلُم میده جلو اما جهان کارش عقب گرده
مو او "طفلم" که گردون از سر "تابُم" نمی گیره

ِغمام رویایین چیزی ِشبیه قصه ها اما
پرِ شاماهی قصه به قلابُم نمی گیره

کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه
مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره

مو هر دردآشنایی می شناسم رو لِبش خنده س
خیالت ای دل شنگول و شادابُم نمی گیره؟

پسر کُش بوده ای دنیا از اول، آخر قصه
اشاره میکُنم رستم مو سهرابُم... نمی گیره

نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا
مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره

✍️ #احمد_جم
🎼 #مرتضی_باب

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۱)

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

▪️ شغل: بیداری... مکانش را نمی‌داند کسیساعت کاری: زمانش را ن...

صبح ازل، الله اکبر یادمان داداسلام را آن روز حیدر یادمان داد...

بس دعاها کان زیان است و هلاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط