رها مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورم

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورم

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورم
میان تا کردن لباس ها
پشتِ بخار یک فنجان چای
یا وقتی خانه برای چند دقیقه ساکت می شود
یکباره چیزی از جایی نامعلوم درونم فرو می ریزد و چشم هایم بی اجازه خیس می شوند
دیگر با اشک هایم دعوا ندارم
میگذارم بیایند بنشینند کنارم هر چه سال ها نگفته ام را به جای من بگویند
شاید این گریه ها نشانه ی شکستنم نباشند
شاید آدم وقتی بیش از حد خودش را سرپا نگه می دارد بالاخره یک روز حق دارد کمی فرو بریزد
من ضعیف نشده ام فقط از این همه محکم بودن خسته ام...
#عاشقانه
#نمیدانم_از_دلتنگی_عاشق_ترم_یا_از_عاشقی_دلتنگ_تر_فقط_میدانم_در_آغوش_منی_بی_آنکه_باشی

#به_گمانم_دنیا_در_نهایت_همه_را_به_یک_جا_میرساند_به_سکوت_به_تماشا_به_فاصله_ای_امن_از_هیاهوی_آدمها
دیدگاه ها (۱)

درونم شکسته است راه که میروم صدای گوش خراش تکه هایم در درون...

چشم هایم را میبندم!در میانسالگی هایم ، در آشپزخانه چای دم می...

ᴘᴀʀᴛ23

باد، آرامـ از میان پنجره‌ی نیمه‌باز عبور می‌کند و پرده‌ی ناز...

زنگرگ‌زاده‌ام برای همین وقتی می‌بینم کسی کنارم اشک می‌ریزد ب...

‌ ‌.صبح‌ که از خواب بیدار می‌شوم، اول تو را فراموش می‌کنم. ب...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love²³**صبحانه‌ی آرام**ب...

« مردی بین ما »پارت ۶: «چیزی که نباید منتظرش می‌موندم» صبح، ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

داستانک؛ ✍تمام دنیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط