روزی امام رضا علیه السلام از کوچه

روزی امام رضـا علیه السلام از کوچه

روزی امام رضـا علیه السلام از کوچه
رد می ‌شدند که جـوانی از ایشـان سوال
کرد: شمـا گنـاه نمی تـوانیــد بکنیـد یـا
دوست نـدارید؟

حضـرت حرکت کردند و به خانه ای
رسیـدنـد که چـاه فـاضـلاب خـود به بیـرون
مي کشیـدند.

حضـرت از آن جـوان سـوال کردند :
آیـا تو گرسنـه که مي شـوی حتی فکر میکني که کمی از این نجـاست ها میـل
کنی؟
جـوان گفـت: هرگـز .....
امـام فرمـودند:
گنـاه مانند آن نجـاست است. اگـر بر نجـس بـودن گنـاه علـم پیـدا کنیـم آنـگاه هـرگز خودمان سمـت گنـاه نمی رویـم و نیـازی نیسـت کسي مـانع ما شـود.

#امام_رضا
دیدگاه ها (۰)

از قطار انقلاب پیاده نشوید

این #خاطره را حاج‌آقای ماندگاری از مرحوم آیت‌الله العظمی موس...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

♦️پاداش ۵۰ برابری نسبت به اصحاب پیامبر 😳🔸 پیامبر اکرم (صلوات...

تعریف سبکی ،نرمی و شرح قلب و قساوت قلبلطافت صدر به معنای گشا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :رسول خدا صلوات الله عل...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

منتخبی دیگر از کتاب حضرت دوست ...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط