عشق را نمی‌دانم ولی به نام تو که می‌رسم سلول به سلول ل

عشق را نمی‌دانم، ولی به نام تو که می‌رسم، سلول به سلول، ل

عشق را نمی‌دانم، ولی به نام تو که می‌رسم، سلول به سلول، لبریز اشتیاق می‌شوم. تو را که می‌بینم، به هیجان می‌آیم و کنارت که می‌نشینم، هزاران هزار پروانه‌ی عاشق، میان هزارتوی قلبم، پرواز می‌کنند.
بی‌اختیار به تو فکر می‌کنم هر لحظه و دلم می‌خواهد تمام فیلم‌های خوبِ جهان را با تو ببینم، تمام موسیقی‌های خوبِ جهان را با تو بشنوم، تمام کتاب‌های خوبِ جهان را کنار تو بخوانم و تمام رازهای پنهان دلم را با تو بگویم.
نامت را چه بگذارم؟ وطن؟ رفیق؟ عشق؟
تو واقعا کیستی؟ تو کیستی و از اهالیِ کدامین جهانی که اینهمه دوستت دارم؟! ❤️

👤نرگس صرافیان طوفان



#طنز #فان #کلیپ #جوک #شوخی #بامزه #جالب #خنده_دار
دیدگاه ها (۲)

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

💙چقدر هوسِ پاییز کرده‌ام!چقدر دلم خیابان‌های نارنجی می‌خواهد...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

رفته بودیم کوه ، روی دامنه های کوه یه دسته گل خیلی خیلی قشنگ...

پروانه جان

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط