{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند

چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند!

صد شربت شیرین ز لبت خسته‌دلان‌ را

نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند

گفتم شنود مژدهٔ دشنام تو گوشم

آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند

زلف تو چه امکانِ کشیدن که رقیبان

سر در قدمت نیز کشیدن نگذارند

بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل

بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند

دل شد ز تو صدپاره و فریاد که این قوم

نعر‌ه‌زدن و جامه‌دریدن نگذارند

مگریز کمال از سر زلفش که درین دام

مرغی که درافتاد پریدن نگذارند
#کمال_خجندی
#believeme
دیدگاه ها (۲)

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارندچیدن چه خیال است؟ که دیدن نگ...

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارندچیدن چه خیالیست که دیدن نگذا...

مــا را گــُلــی از روی تــو چــیدن #نــگــذارنــد!چــیدن چـ...

جانا ز لب آموز کنون بنده خریدنجانا ز لب آموز کنون بنده خریدن...

ناز این لعبت مهپاره کشیدن داردرخ زیبای فریب...

بال هایم هوس با تو پریدن داردبوسه از خاکِ قدم های تو چیدن دا...

تغییر خیلی وقتا قشنگ ترت

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

دانلود کتاب های لئو تولستوی

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 666 - 11 مهر 1350

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط