{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی نمیفهمد حالِ خرابِ شاعری را

کسی نمیفهمد حالِ خرابِ شاعری را
که دلش میخواست حسّی واقعیتر
از خیالِ معشوقه اش رابه آغوش بکشد
چیزی قابل لمستر از یک دوستت دارمِ خیالی آنهم وقتِ خواب با چشمانی بسته
آی مخاطبی که همین چند سطر را میخوانی و رد میشوی اینها شعر نیستند اینها پوکه های گلوله هاییست که هر روز در سرِ احساساتم شلیک کرده ام
دیدگاه ها (۴)

کسی نمیفهمدحالِ خرابِ شاعری راکه دلش میخواست حسّی واقعی تر ا...

کسی نمیفهمدحالِ خرابِ شاعری راکه دلش میخواست حسّی واقعی تر ا...

کسی نمیفهمدحالِ خرابِ شاعری راکه دلش میخواست حسّی واقعی تر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط