گاهی دل ما

گاهی دل ما

گاهی دل ما
سنگین تر از یک آه
سبک تر از رقصیدن قاصدکی‌ست در باد
گاهی دل ما
خیس تر از ساحلِ نمناکِ جنوب
داغ تراز رگِ تبدارِ کویر
نرم تر از آبیِ دریا
دل ما
گاه سرخ تراز شعر ِشقایق در دشت
دیوانه تر از شعله‌یِ عشق بر دار
دل ما دست ما نیست که نگهش داریم
به آرامش و تسلیم  و سکوت
دل ما بی پروبال ست ولی
جا نمی‌گیرد به قفس
دل نمی بندد به حصار
می پرد از در و دیوار هراس
می رود تا  دم باران
می تراود با ماه
می خرامد تا صبح
می رسد تا عرش و تمنایِ حضور
می شود محوِ دلارآی کسی
می زند لب به دیوانگی و جامِ جنون


🦋
دیدگاه ها (۰)

❤️❤️ گاهی دل ما سنگین تر از یک آهسبک تر از رقصیدن قاصدکی‌ست ...

آدمیزاد است دیگر دل می بندد! دل که جای خودش را دارد اگر پرند...

در من روحِ درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و دورافتا...

در من روح درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و دور افتاده‌ترین سرزمین.

در من روح درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و دورافتاد...

_درخت باشم ... یک‌ گوشه ی این دنیای بزرگ افتاده باشم تنهای ت...

فقط حیدر امیرالمؤمنین است

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

حسین احمدی محجوب شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط