آمدی

آمدی…

آمدی…
بی‌صدا،
مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.
نه گفتی، نه نوشتی،
اما من فهمیدم…
دل هنوز گاهی
به خانه‌ی قدیمی‌اش سر می‌زند.
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
#amd_msn11
دیدگاه ها (۰)

یک خانه بر دلم دیشیشته و حالتم دیراستی راست راست می رویجلوه ...

🍒🍃دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم...

رها🦋 اگر روزی بر سر مزارم آمدی....گل نیاور....فقط دستت را رو...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط