چشم‌هایش

🦢࣪࣪🌸 ‌‌‌࣭ چشـم‌هایش

🦢࣪࣪🌸 ‌‌‌࣭ چشـم‌هایش
همہ‌ی آن چیزی را ڪہ
صدایش نمی‌توانست بہ من گفت،
ما هزاران ڪلمہ با هم حرف زدیم
بی‌آنڪہ واژه‌ای گفتہ باشیم ..
دیدگاه ها (۸)

زیرِ بغلش را گرفتند…اما داغِ دلش را هیچ‌کس نمی‌توانست بردارد...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

او در ترانه ای می زیست که نمی توانست آن را به قلم آورد#کهکشا...

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

🩷🖇مے‌گویند فقط یک زن مے‌تواند چند ڪار را باهم انجام دهد ؛ در...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

چیستان🧐آن چیست که نمی‌بینیمش ولی همه جا هست و همه‌ی موجودات ...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

و همه‌ى حرف‌هاى نزده‌ى مابه غم چشم ها،آه كشيدن‌هاى عميق،سكوت...

خدایاتو تنها امید این روزهامونیدل‌هامونو به مهربونیت گره زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط