زیرِ بغلش را گرفتند…
زیرِ بغلش را گرفتند…
اما داغِ دلش را هیچکس نمیتوانست بردارد… 💔
یا علی…
خیبر، سنگینیِ دستهایت را دیده بود؛
آن شب، خاکِ کوچه سنگینیِ قدمهایت را…
سه نفر کنارت بودند،
اما جای یک نفر آنقدر خالی بود
که تمام دنیا هم نمیتوانست پُرش کند…
چطور به خانه برگردی؟
به دری که دیگر فاطمه پشتِ آن به استقبالت نمیآید…
به اتاقی که عطرش مانده،
اما صدایش نه…
امشب، روضهٔ شانههای خمیدهٔ توست؛
روضهٔ مردی که باید اشکهایش را پشتِ در پاک کند،
چون بچهها هنوز بیدارند…
چون زینب چشم به راه است… 🖤
السلام علیک یا امیرالمؤمنین،
یا علیبنابیطالب…
#امیرالمؤمنین #حضرت_علی #حضرت_زهرا #فاطمیه #اهل_بیت
اما داغِ دلش را هیچکس نمیتوانست بردارد… 💔
یا علی…
خیبر، سنگینیِ دستهایت را دیده بود؛
آن شب، خاکِ کوچه سنگینیِ قدمهایت را…
سه نفر کنارت بودند،
اما جای یک نفر آنقدر خالی بود
که تمام دنیا هم نمیتوانست پُرش کند…
چطور به خانه برگردی؟
به دری که دیگر فاطمه پشتِ آن به استقبالت نمیآید…
به اتاقی که عطرش مانده،
اما صدایش نه…
امشب، روضهٔ شانههای خمیدهٔ توست؛
روضهٔ مردی که باید اشکهایش را پشتِ در پاک کند،
چون بچهها هنوز بیدارند…
چون زینب چشم به راه است… 🖤
السلام علیک یا امیرالمؤمنین،
یا علیبنابیطالب…
#امیرالمؤمنین #حضرت_علی #حضرت_زهرا #فاطمیه #اهل_بیت
- ۶۵۸
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط