دل بیدار من  بر مردم خوابیده میگرید

دل بیدار من ، بر مردم خوابیده میگرید

دل بیدار من ، بر مردم خوابیده میگرید
بلی! فهمیده بر احوال نافهمیده میگرید
ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت را
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید

رنجی تهرانی
دیدگاه ها (۱)

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

Between Sleep and Breath

بدون شرح

ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت را که هر عضوی به درد آید به جای...

ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت راکه هر عضوی به درد آید به جای...

ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت راکه هر عضوی به درد آید به جایش...

بسم الله الرحمن الرحیمز چشم خویشتن آموختم رسم محبت را...که ه...

زِ چَـشـمِ خـویـشـتَــن آمـوخـتَــم آیـیــنِ هَـم‌دَردی/ که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط