{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رهی دیدم برگ خزان

به رهی دیدم برگ خزان
پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا شد
دیدگاه ها (۰)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

رودخانه قلعه چای عجب شیر

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

#باغ_انگور #شاعرانه #رویا #کپشن #اینستاگرام«در میان سایه‌سا...

ما ملت پای در رکابیم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

shohre_share دویدم در مسیری کوره راهی چو دیدم پرتویِ نورِ ا...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط