عاشقانه
دلخوشم با نظم ِ گیسویت، پریشانی چرا ؟
من که مستم با نسیمی، عطر افشانی چرا ؟
آینه در آینه ، امشب کـــه مبهوت تو ام
ماه را آورده ای بر چین پیشانی چرا ؟
گاه می خندی و گاهی اشک در می آوری
آه! عادت کرده ای من را برنجانی چرا ؟
بی تو هی دور و برم ساز مخالف می زنند
مثل هر روزت قناری جان! نمی خوانی چرا؟
با وجود سرگرانی های مردم می زنی،
بر بساط عاشقیمان چـوب ارزانی چرا؟
در کنار من ولـــی همواره فکر رفتنی
تازه پیشم آمدی قدری نمیمانی چرا ؟
من که مستم با نسیمی، عطر افشانی چرا ؟
آینه در آینه ، امشب کـــه مبهوت تو ام
ماه را آورده ای بر چین پیشانی چرا ؟
گاه می خندی و گاهی اشک در می آوری
آه! عادت کرده ای من را برنجانی چرا ؟
بی تو هی دور و برم ساز مخالف می زنند
مثل هر روزت قناری جان! نمی خوانی چرا؟
با وجود سرگرانی های مردم می زنی،
بر بساط عاشقیمان چـوب ارزانی چرا؟
در کنار من ولـــی همواره فکر رفتنی
تازه پیشم آمدی قدری نمیمانی چرا ؟
۷.۸k
۰۷ فروردین ۱۴۰۲