معشوقمن

مـَعشوقہ؎ِمَن"

مـَعشوقہ؎ِمَن"
ميخواٰهَم‌گٌم‌شَـوم‌جاٰیی‌ٖ
مياٰن‌ِ خَنده‌ِهايَـت‌؛صدایَت،
نِگاهَت‌وديگَرهيچوَقت
کَسۍٖمَراپيدانَکُند
دیدگاه ها (۰)

مهم نیست شانه‌هایت تجسم است و آغوشت خیال همه‌ی یادت اینجاست ...

عشق من دلتنگت که میشوم،انگار هیچ چیز سرجایش نیست...برای اغوش...

او هستهرجا هوا که هستنه می‌گریزم می‌خواهمنه می‌توانم بگریزمن...

چشمانت را که دیدم،فهمیدم بعضی نگاه‌هابرای دیده‌شدن نیستند؛بر...

من تو را معمولی دوست ندارم؛ من با تو نفس می‌کشم، با صدایت آر...

من دلم که هیچ، جانم برایت پر می‌کشد؛ برای دیدنت، برای شنیدن ...

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

#صبح_بخیر جانان من!نمیدانی صدایت چه بوسیدنی می شود،وقتی با ا...

آتش باشى ،براى تو هيزم مى‌شوم ...دريا بروى ،، پارو ...تو همي...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط