در غروبی داغ و خاموش

🌿

🌿
در غروبی داغ و خاموش،
دل تاریخ از غصه‌ای دیگر سوخت...
نامش «باقر» بود، شکافنده‌ی دانش‌ها؛
سکوتش، آتشی بود در خرمنِ جهل،
و نگاهش، روشن‌تر از صد فانوس هدایت.

او رفت…
نه با شمشیر،
بلکه با زهرِ کینه‌ای که از حق می‌گریخت.
نه در میدان جنگ،
بلکه در حصار سکوتی که دشمن، نام سیاست بر آن نهاده بود.

صدای مظلومیتش هنوز
در کوچه‌های مدینه، طنین دارد…
و دل‌سوختگی شیعه،
در هر سال، تازه‌تر می‌شود…

ای امامِ دانش و حلم،
بی‌تو نه فقط علم، که دل نیز بی‌پناه است...
سلام بر تو، روزی که آمدی،
سلام بر تو، روزی که رفتی،
و سلام بر تو، تا همیشه…

🖤
شهادت حضرت امام محمدباقر علیه‌السلام روبه محضرآقاامام زمان(عج)وتمام شیعیان جهان تسلیت وتعزیت عرض می نمائیم..
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان💔🥀🖤🥲
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

🌿🌹شعر میلاد امام محمد باقرالعلوم(ع)....🌿🌹

🌿🌹شعر میلاد امام محمد باقرالعلوم(ع)....🌿🌹

ای به تو از خالق داور سلام از لب جان بخش پیمبر سلام شم...

#ضرب_المثل وعده سر خرمنمی گویند روزی مالک یک آبادی به خانه ک...

امام محمد باقر (ع) پنجمین آفتابی است که بر افق امامت، جاودان...

سلام امام#زمانم❤💫🌹ســـــلام پدرجان🙌💓🌷پدرم... مولا و سرورم......

ای طلوعِ علی‌الدوامِ حسن آفتابِ بلندِ بامِ حسن جابر آورده‌ات...

❈﷽❈🏴 شیخ صدوق از امام صادق"علیه‌السلام" نقل می‌كند كه:#رسول_...

ای طلوعِ علی‌الدوامِ حسن آفتابِ بلندِ بامِ حسن جابر آورده‌ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط