«بنیاننامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»
«بنیاننامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»
بند ۱۴: ترازِ عقل و ضرورتِ علت
«ترجیحِ بیمرجّح، نقضِ عقل است؛ و تحققِ ممکن، بیمرجّح، محال.»
شرح و واکاوی راهبردی: هندسهٔ علیت و اثباتِ واجبالوجود
۱. نفیِ تصادف در مهندسیِ هستی:
عقلِ ساختاریافته هرگز نمیپذیرد که یک پدیده یا موجودِ «ممکن» (که وجود و عدمش مساوی است)، بدونِ هیچ دلیلی از میانِ نیستی به عرصهٔ هستی پا بگذارد. اگر کفهٔ وجود بر عدم ترجیح یافته، حتماً نیازمندِ یک «مرجّح» و علتِ بیرون از ذاتِ خود است. پذیرشِ پدید آمدنِ جهان بدونِ علت، سقوطِ مطلقِ عقل و پذیرشِ انسدادِ ساختاریِ اندیشه است.
۲. سلسلهٔ علل و نقطهی اتکای قدرت:
هر معلولی نیازمندِ علت است؛ اگر این زنجیره بخواهد تا بینهایت بدونِ اتکا به مبدأیی مستقل ادامه یابد، هیچگاه چیزی موجود نمیشد. پس نظامِ هستی ناچار به یک «نقطهٔ ثقل» و «واجبالوجود» ختم میشود که خود بینیاز از علت است. این نقطه، کانونِ اصلیِ معماریِ قدرت در جهانِ آفرینش است.
۳. دکترینِ حَد در شناختِ مبدأ:
انسانِ تراز با درکِ این قاعدهی منطقی، از سرگردانی در توهماتِ تصادفی رها میشود. شناختِ خدای متعال در این بنیاننامه، نه یک فرضِ عاطفی، بلکه مبرمترین و دقیقترین نتیجهگیریِ عقلانی در مهندسیِ اراده و جهانبینیِ توحیدی است.
پایهگذارِ دکترینِ حَد و معماریِ قدرت: بهرام محمّدی
قرارگاهِ فرماندهیِ اندیشه: @BMLIMIT
#بنیان_نامه #بهرام_محمدی #دکترین_حد #مهندسی_اراده #معماری_قدرت #اثبات_خدا #صاعقه_حد #انسداد_ساختاری
بند ۱۴: ترازِ عقل و ضرورتِ علت
«ترجیحِ بیمرجّح، نقضِ عقل است؛ و تحققِ ممکن، بیمرجّح، محال.»
شرح و واکاوی راهبردی: هندسهٔ علیت و اثباتِ واجبالوجود
۱. نفیِ تصادف در مهندسیِ هستی:
عقلِ ساختاریافته هرگز نمیپذیرد که یک پدیده یا موجودِ «ممکن» (که وجود و عدمش مساوی است)، بدونِ هیچ دلیلی از میانِ نیستی به عرصهٔ هستی پا بگذارد. اگر کفهٔ وجود بر عدم ترجیح یافته، حتماً نیازمندِ یک «مرجّح» و علتِ بیرون از ذاتِ خود است. پذیرشِ پدید آمدنِ جهان بدونِ علت، سقوطِ مطلقِ عقل و پذیرشِ انسدادِ ساختاریِ اندیشه است.
۲. سلسلهٔ علل و نقطهی اتکای قدرت:
هر معلولی نیازمندِ علت است؛ اگر این زنجیره بخواهد تا بینهایت بدونِ اتکا به مبدأیی مستقل ادامه یابد، هیچگاه چیزی موجود نمیشد. پس نظامِ هستی ناچار به یک «نقطهٔ ثقل» و «واجبالوجود» ختم میشود که خود بینیاز از علت است. این نقطه، کانونِ اصلیِ معماریِ قدرت در جهانِ آفرینش است.
۳. دکترینِ حَد در شناختِ مبدأ:
انسانِ تراز با درکِ این قاعدهی منطقی، از سرگردانی در توهماتِ تصادفی رها میشود. شناختِ خدای متعال در این بنیاننامه، نه یک فرضِ عاطفی، بلکه مبرمترین و دقیقترین نتیجهگیریِ عقلانی در مهندسیِ اراده و جهانبینیِ توحیدی است.
پایهگذارِ دکترینِ حَد و معماریِ قدرت: بهرام محمّدی
قرارگاهِ فرماندهیِ اندیشه: @BMLIMIT
#بنیان_نامه #بهرام_محمدی #دکترین_حد #مهندسی_اراده #معماری_قدرت #اثبات_خدا #صاعقه_حد #انسداد_ساختاری
- ۹۲۸
- ۱۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط