۳
مطلب
۵۰۴
دنبالکننده
۱۸۴
دنبالشده
در تاریکی بودم و نوری را نمیدیدم
بسیار ترسیده به همه چیز نامعلوم خیره بودم
کم کم تاریکی را برای خودم وصف کردم و باهاش کنار آمدم
وقتی چشمانم را باز کردم دستانت در دستانم قفل شده بود
و وقتی فهمیدم نیستی کنارم که به نور ماه خیره بودم و تورا داخلش دیدم.....!
چیزی شده؟!
تاریخ عضویت:
۱۴۰۳/۰۶/۰۸
مطالب
کالکشن
ها
هیچ دادهای یافت نشد