وروجک.....

vorujak63

من........؟!

تو..غریبه دوست داشتنی من باقی خواهی ماند...!

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟ و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی! مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی... #نوشته_عاشقانه

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟ و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی! مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی... #نوشته_عاشقانه

هر صبح خیال تو را با چای سر می کشم این یک چای خیال پهلوست ... #جواد_رستم_خانی ‌‌‌‌‌‌

هر صبح خیال تو را با چای سر می کشم این یک چای خیال پهلوست ... #جواد_رستم_خانی ‌‌‌‌‌‌

جایش خالی خواهد ماند وجای خالی او از همه آنهایی که هستند، زیباتر است! #خاص

جایش خالی خواهد ماند وجای خالی او از همه آنهایی که هستند، زیباتر است! #خاص

مَرد باید پنج دانگ از حواسش را به زنی که در زندگی اش هست بسپارد . نگاهش به احوالِ دلش باشد و امواجِ قلبش را آرام کند . زن ها از توجه است که همیشه ...

مَرد باید پنج دانگ از حواسش را به زنی که در زندگی اش هست بسپارد . نگاهش به احوالِ دلش باشد و امواجِ قلبش را آرام کند . زن ها از توجه است که همیشه سبز می مانند ... "از توجّهی عمیق و خالصانه" ‌ ‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎

با

با "خواستم اما نشُد" توجیه بر رفتـن نکن تصریح کن با غیری و دیگر نمیخواهی مرا #شاهین_پورعلی_اکبر

از غم انگیز ترین لحظات وقتیه که میخوای بهش تکست بدی، ولی فکر میکنی اونقدری که تو دوست داری باهاش حرف بزنی، اون دوس نداره..! 💔
عکس بلند

از غم انگیز ترین لحظات وقتیه که میخوای بهش تکست بدی، ولی فکر میکنی اونقدری که تو دوست داری باهاش حرف بزنی، اون دوس نداره..! 💔

امیدوارم توی زندگیتون ادمایی باشن که سریعتر از زمان, بتونن حالتونو خوب کنن #خاص*

امیدوارم توی زندگیتون ادمایی باشن که سریعتر از زمان, بتونن حالتونو خوب کنن #خاص*

چیزی نخواهم گفت باور کن ... گاهی سکوت، آیینه یِ داد است 💭 علیرضا آذر ‌‌‌‌‌‌‌

چیزی نخواهم گفت باور کن ... گاهی سکوت، آیینه یِ داد است 💭 علیرضا آذر ‌‌‌‌‌‌‌

خوب خوبم تا تــــو در حوالی احوالم پرسه میزنی...
عکس بلند

خوب خوبم تا تــــو در حوالی احوالم پرسه میزنی...

‌ در صدا کردنِ نامِ تو یک «کجایی؟» پنهان است یک «کاش می‌بودی» یک «کاش باشی» یک «کاش نمی‌رفتی»... من نامِ تو را حذف به قرینه‌یِ این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌ زنم... علیرضا ...

‌ در صدا کردنِ نامِ تو یک «کجایی؟» پنهان است یک «کاش می‌بودی» یک «کاش باشی» یک «کاش نمی‌رفتی»... من نامِ تو را حذف به قرینه‌یِ این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌ زنم... علیرضا روشن

دل دادن سخت‌ترین کارِ راحت دنیاس، که یک لحظه اتفاق می‌افته و یک عمر ادامه پیدا میکنه...

دل دادن سخت‌ترین کارِ راحت دنیاس، که یک لحظه اتفاق می‌افته و یک عمر ادامه پیدا میکنه...

من و هوای عالی و چای من و یک دنیا حرف من و سکوت...

من و هوای عالی و چای من و یک دنیا حرف من و سکوت...

موهایت را پریشان میکنی و من روی پریشانی موهای تو دست میکشم تو عادت به پریشان کردن گیسو داری و من با نوازش غریبه ام تو برای هر کسی گیسو می افشانی و من فقط ...

موهایت را پریشان میکنی و من روی پریشانی موهای تو دست میکشم تو عادت به پریشان کردن گیسو داری و من با نوازش غریبه ام تو برای هر کسی گیسو می افشانی و من فقط موی تو را ناز میکنم علی ضیا

‏آدمه دیگه، کارش حساب کتاب که نداره.... یهو دلش تنگ میشه واسه یه آدم بی ربطی که شاید خیلی وقت پیش، دلش میخواسته پیشش بمونه اما نمونده

‏آدمه دیگه، کارش حساب کتاب که نداره.... یهو دلش تنگ میشه واسه یه آدم بی ربطی که شاید خیلی وقت پیش، دلش میخواسته پیشش بمونه اما نمونده

کاش یه اپلیکیشنی میساختین نشون بده حداقل طرف به ما فکر میکنه یا نه.....

کاش یه اپلیکیشنی میساختین نشون بده حداقل طرف به ما فکر میکنه یا نه.....

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویند که «امشب تا سحر این عاشقِ دیوانه می‌میرد» دلم در سینه می‌نالد تورا نادیده می‌میرم حدیث آرزوهایم همه ناگفته می‌ماند زِ هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزید ...

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویند که «امشب تا سحر این عاشقِ دیوانه می‌میرد» دلم در سینه می‌نالد تورا نادیده می‌میرم حدیث آرزوهایم همه ناگفته می‌ماند زِ هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزید چه سنگین می‌رود این مُرده از بس آرزو دارد نمی‌خواهم سحرگاهی زِ چشمت گوهری غلطد ...

گفتم: ببار ... ، گفت که باران گرفتنی ‌است گفتم: دلم... ، گفت: نگفتم شکستنی است؟ گفتم قشنگ ... ، گفت که نسبت به دیگری در «عصر احتمال» قشنگی نگفتنی است گفتم: اگر... ، گفت: ...

گفتم: ببار ... ، گفت که باران گرفتنی ‌است گفتم: دلم... ، گفت: نگفتم شکستنی است؟ گفتم قشنگ ... ، گفت که نسبت به دیگری در «عصر احتمال» قشنگی نگفتنی است گفتم: اگر... ، گفت: ببین! شرط می‌کنی، بازی شرط و عشق قماری نبردنی است گفتم که من... ، گفت: ...

شاعر: #محمد_علی_بهمنی از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرِ آسمانم و آزرده ی زمین امشب برای هرچه و هر کار خسته ام دل خسته ...

شاعر: #محمد_علی_بهمنی از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرِ آسمانم و آزرده ی زمین امشب برای هرچه و هر کار خسته ام دل خسته سویِ خانه تنِ خسته می کشم وایا... از این حصارِ دل آزار خسته ام بیزارم ...

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو چرا باید هر روز به تو فکر کنم من که جا ندارم تو دنیای تو...

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو چرا باید هر روز به تو فکر کنم من که جا ندارم تو دنیای تو...

✍ یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہ وقتے دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنے به چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقدیرت بوده یا تقصیرت... به ادمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد... به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ ...

✍ یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہ وقتے دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنے به چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقدیرت بوده یا تقصیرت... به ادمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد... به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ هضمش واسہ دل ڪوچیڪت سختہ و بہ دردایـــــے میرسے ڪہ براے سن و سالت بزرگہ... ...