نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_هفتاد_و_پنج (۴ تصویر)

#رمان_یادت_باشد #پارت_هفتاد_و_پنج می کنی. راننده حواسش به همه جا هست و خودم شوماخرم گفتم: «آخه تا حالا توی جاده به این شلوغی بیرون شهر موتور سوار نشدم. دست خودم نیست می ترسم.» وقتی ماشین‌های سنگین ...

#رمان_یادت_باشد #پارت_هفتاد_و_پنج می کنی. راننده حواسش به همه جا هست و خودم شوماخرم گفتم: «آخه تا حالا توی جاده به این شلوغی بیرون شهر موتور سوار نشدم. دست خودم نیست می ترسم.» وقتی ماشین‌های سنگین از کنارمان رد می شدند با همه توان خودم را به حمید می چسباندم و ...

۲ هفته پیش
3K
#پارت_هفتاد_و_پنج من:برای بار اول حرف درست زد. جیمین لبخندی زد و من از روی صندلی بلند شدم و نزدیکش شدم و کرواتشو صاف کردم. نزدیک گوشش گفتم: مگه میشه تو بخونی و بد باشه؟ لبخندی ...

#پارت_هفتاد_و_پنج من:برای بار اول حرف درست زد. جیمین لبخندی زد و من از روی صندلی بلند شدم و نزدیکش شدم و کرواتشو صاف کردم. نزدیک گوشش گفتم: مگه میشه تو بخونی و بد باشه؟ لبخندی زد وخواست چیزی بگه اما صدای میجو باعث شد مکث کنه:عــــــــــــوق. لبخند عصبی ای زدم ...

۲۸ آذر 1398
86K
#زوال_عشق🍁 #پارت_هفتاد_و_پنج🍁 #مهدیه_عسگری🍁 لباسارو پوشیدم و یکمم آرایش ملایم کردم و روسریمو مدلی بستم و صندلای سفیدمو پوشیدم و کمی ادکلن روی مچ دستام زدم و خواستم از اتاق برم بیرون که دیدم مامان درو ...

#زوال_عشق🍁 #پارت_هفتاد_و_پنج🍁 #مهدیه_عسگری🍁 لباسارو پوشیدم و یکمم آرایش ملایم کردم و روسریمو مدلی بستم و صندلای سفیدمو پوشیدم و کمی ادکلن روی مچ دستام زدم و خواستم از اتاق برم بیرون که دیدم مامان درو باز کردم.... واو....مامانم چه خوشگلم کرده....کتو دامن خوشدوخت زرشکی با شال مشکی توری .....با شیطنت ...

۲۲ تیر 1398
129