از دیده به جای اشک خون می آید

از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع
کز صحبت تو ، بوی جنون می آید...
#دکتر_علی_شریعتی#بهاره🌸
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

هر کس ذره ای از دنیای مولانا را زندگی کنه، عاشقِ مولانای عاش...

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

فراتر از خویش

ایتایار:به راستی ، دیپلماسی آقایان کی آورده ای برای ما یا هم...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط