داخل‌یه‌شب،یه‌شبه، میشه‌تبدیل‌شد‌به آدمی‌بدبین‌و‌ناامیداز

داخل‌یه‌شب،یه‌شبه، میشه‌تبدیل‌شد‌به آدمی‌بدبین‌و‌ناامیداز‌زندگی-.-
حتما‌هم‌مرگ‌یه‌نفر‌نیست،‌بعضی‌وقتا‌مرگ‌یه‌آرزوعه^^
شایدم‌یه‌‌رویای‌قشنگی‌که‌روز‌های‌زیادی‌داشتیم‌میساختیم؛
شاید‌مرگ‌یه‌ایمان‌یا‌باوره‌؛
و‌شایدم‌یه‌دلبستگی‌‌[سخته]-.-
هرچی‌‌ک‌هست‌از‌راه‌میرسه‌وبایه‌لگد‌از‌گلستان ‌رنگارنگ‌امید‌پرتت‌‌میکنه‌صحرای‌بی‌رنگه‌نا‌امیدی؛
لباسه‌امیدو‌ازت‌میکنه‌و‌لباس‌ناامیدی‌‌تنت‌می‌کُنه؛
ازوسط‌یه‌روزآفتابی‌هُلت‌می‌ده‌به‌انتهای‌یه‌شب‌تاریک؛
از‌وسط‌تابستون‌گرم‌میارتت‌وسط‌زمستون‌سرد؛
همه‌اینها‌هم‌گاهی‌یه‌شبه،‌گاهی‌یه‌ساعته، گاهی‌در‌یه‌لحظه‌اتفاق‌میوفته.
[اینکه‌ذره‌ذره‌‌ناامید‌شی‌بهتره‌تا‌اینکه‌یهو‌ناامیدشی]-.-
انگار‌کل‌زندگیت‌‌یهو‌خراب‌میشه-.-
بدترین‌نوع‌ناامیدی‌،ناامیدی‌از‌یه‌نفره؛
آدما‌یادگرفتن‌به‌راحتی‌مارو‌از‌خودشون‌ناامید‌کنن^^

عکسه‌رو‌دوس‌دارم-.-#‌Disappointment
#Nabi🦋
دیدگاه ها (۱۰)

وقتایی که تو تاریکیا و سیاه سفیدیای ذهنم دارم به به خودم...ب...

پارت نهماز زبان آکوتاگاوا داشتم از آژانس بر میگشتم که آتسوشی...

×قسمت بیست ‌و‌ششم×پارت اولاز صبح که بلند شده بودم با حس خستگ...

وقتی پسر قلدر مدرسه مدام اذیتت میکنه...

یه جایی خوندم...تنها بودن با تنهایی فرق میکنه...تنها بودن حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط