بچه ها یعنی واقعا که شورشو درآوردن
بچه ها یعنی واقعا که شورشو درآوردن
امروز تو خیابان پشت یه تاکسی توی یه ماشین دیگه بودم
از توی یه فرعی یه ماشین پراید که رانندش یه خانم بود که چند تا بچه قد و نیم قد داشت دراومد جلوی تاکسیه
راننده پرایده داشت معمولی حرکت میکرد اما گویا تاکسیه عجله داشت،خلاصه تاکسیه با بوق زدن رفت جلوی پرایده
همین که رفت جلو،بعد از یک دقیقه چنان کوبید رو ترمز که هم راننده پرایده هم ماشینی که من توش بودم سریع ترمز گرفتن
راننده پرایده پیچید رفت کنار تاکسیه گف این چه طرز رانندگی کردنه،تاکسیه هم بهش میگفت تو لاکپشت وار میری و خاک توسرت با این رانندگیو برو آبگوشتتو بار بزار و از این حرفاااا
راننده ماشینی که من توش بودم با تاسف سرشو تکان داد و گفت بعضی راننده تاکسیا عادتشونه،مخصوصا ببینن راننده ماشینی خانم هست عمدا پاشونو میزنن رو ترمز که خانمه هول بشه و بعد هم بتونن چند کلمه ای حرف بزنن و مثلا داد و بیداد کنن
از تعجب و ناراحتی نمیدونستم چکار کنم
امروز تو خیابان پشت یه تاکسی توی یه ماشین دیگه بودم
از توی یه فرعی یه ماشین پراید که رانندش یه خانم بود که چند تا بچه قد و نیم قد داشت دراومد جلوی تاکسیه
راننده پرایده داشت معمولی حرکت میکرد اما گویا تاکسیه عجله داشت،خلاصه تاکسیه با بوق زدن رفت جلوی پرایده
همین که رفت جلو،بعد از یک دقیقه چنان کوبید رو ترمز که هم راننده پرایده هم ماشینی که من توش بودم سریع ترمز گرفتن
راننده پرایده پیچید رفت کنار تاکسیه گف این چه طرز رانندگی کردنه،تاکسیه هم بهش میگفت تو لاکپشت وار میری و خاک توسرت با این رانندگیو برو آبگوشتتو بار بزار و از این حرفاااا
راننده ماشینی که من توش بودم با تاسف سرشو تکان داد و گفت بعضی راننده تاکسیا عادتشونه،مخصوصا ببینن راننده ماشینی خانم هست عمدا پاشونو میزنن رو ترمز که خانمه هول بشه و بعد هم بتونن چند کلمه ای حرف بزنن و مثلا داد و بیداد کنن
از تعجب و ناراحتی نمیدونستم چکار کنم
- ۱.۰k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط