بچه ها یعنی واقعا که شورشو درآوردن

بچه ها یعنی واقعا که شورشو درآوردن

امروز تو خیابان پشت یه تاکسی توی یه ماشین دیگه بودم
از توی یه فرعی یه ماشین پراید که رانندش یه خانم بود که چند تا بچه قد و نیم قد داشت دراومد جلوی تاکسیه

راننده پرایده داشت معمولی حرکت میکرد اما گویا تاکسیه عجله داشت،خلاصه تاکسیه با بوق زدن رفت جلوی پرایده
همین که رفت جلو،بعد از یک دقیقه چنان کوبید رو ترمز که هم راننده پرایده هم ماشینی که من توش بودم سریع ترمز گرفتن

راننده پرایده پیچید رفت کنار تاکسیه گف این چه طرز رانندگی کردنه،تاکسیه هم بهش میگفت تو لاکپشت وار میری و خاک توسرت با این رانندگیو برو آبگوشتتو بار بزار و از این حرفاااا

راننده ماشینی که من توش بودم با تاسف سرشو تکان داد و گفت بعضی راننده تاکسیا عادتشونه،مخصوصا ببینن راننده ماشینی خانم هست عمدا پاشونو میزنن رو ترمز که خانمه هول بشه و بعد هم بتونن چند کلمه ای حرف بزنن و مثلا داد و بیداد کنن

از تعجب و ناراحتی نمیدونستم چکار کنم
دیدگاه ها (۷)

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

برده عمارت جئون

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

زیر نور ماه 1

چند پارتی بازیچه

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

نام رمان (عشق میان ما

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط