او عشق مرا چشید، اما نشناخت

او عشق مرا چشید، اما نشناخت
دل بهر دلش طپید، اما نشناخت
با خط قشنگ و جمله هایی زیبا
او شعر مرا سرود، اما نشناخت
بر صفحه ی خاطرات خاکستری اش
تصویر مرا کشید، اما نشناخت
گفتم بنشین به بام دل، من هستم!
حرفی نزد و پرید ، اما نشناخت
فریاد زدم که لحظه ای با من باش
فریاد مرا شنید، اما نشناخت
با خنجر بی مهری و بی احساسی
او قلب مرا درید، اما نشناخت
در اوج جوانی ز غمش پیر شدم
یک شهر مرا بدید، اما نشناخت 
دیدگاه ها (۵۵)

او عشق مرا چشید، اما نشناخت دل بهر دلش طپید، اما نشناخت با خ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

هم مرگ

شعر و صدا: علیرضا آذرلیلی بنشین خاطره ها را رو کن ... لب وا ...

کتاب من میترا نیستم قسمت هفتم

#لیلی بنشین #خاطره ها را رو کن/ #لب وا کن و با واژه بزن جاد...

وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه کرد...

وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه کرد...

وااااای که چقدر این شعر زیباست خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط