پنهان و آشکار به یادت گریستم

پنهان و آشکار به یادت گریستم
چون ابر نوبهار به یادت گریستم
دلسنگ وپرغرور ازاین عشق رد شدی
دلتنگ و بیقرار به یادت گریستم
تو مثل رود راهی دریا شدن شدی
من مثل آبشار به یادت گریستم
روزی هزار بار تو را یاد کردم و
روزی هزار بار به یادت گریستم
مانند جادهای که به پایان نمیرسد
عمری در انتظار به یادت گریستم
دیدم که درقفس دوقناری چه دلخوش‌اند
بی هیچ اختیاری به یادت گریستم
دیدگاه ها (۱۰)

پنهان و آشکار به یادت گریستم چون ابر نوبهار به یادت گریستمدل...

معنا برای تو نامه ای می نویسم ... دلتنگی که دست از سر دل ب...

به دلتنگی هایمـــ دست نزنمی شکند بغضــمـــــ یک وقت !!آنگاه ...

سامان علی یاری

مهرنوش مستحقان زاده شاعر تهرانی

این خبر را برسانید به ایرانی ها شانه آماده کنید، داغ پدر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط