{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنهان و آشکار به یادت گریستم

پنهان و آشکار به یادت گریستم
چون ابر نوبهار به یادت گریستم
دلسنگ و پرغرور از این عشق رد شدی
دلتنگ و بی‌قرار به یادت گریستم
تو مثل رود راهی دریا شدن شدی
من مثل آبشار به یادت گریستم
روزی هزار بار تو را یاد کردم و...
روزی هزار بار به یادت گریستم
مانند جاده‌ای که به پایان نمیرسد
عمری در انتظار به یادت گریستم
دیدم که در قفس دو قناری چه دلخوش‌اند
بی هیچ اختیار به یادت گریستم
دیدگاه ها (۳)

از کسی که هیچ غیر از غم ندارد بگذریدزیستش جز مرگ چیزی کم ندا...

می توانم برایت شعری بگویماز تمام حرفهایی که نمی زنماز جاده ه...

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان من در چشم تو تع...

‍ گردبادے در هـــــوای ساحلی طوفانی امرعشـــــه ها زد روی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط