پنهان و آشکار به یادت گریستم

پنهان و آشکار به یادت گریستم
چون ابر نوبهار به یادت گریستم
دلسنگ و پرغرور از این عشق رد شدی
دلتنگ و بی‌قرار به یادت گریستم
تو مثل رود راهی دریا شدن شدی
من مثل آبشار به یادت گریستم
روزی هزار بار تو را یاد کردم و...
روزی هزار بار به یادت گریستم
مانند جاده‌ای که به پایان نمیرسد
عمری در انتظار به یادت گریستم
دیدم که در قفس دو قناری چه دلخوش‌اند
بی هیچ اختیار به یادت گریستم
دیدگاه ها (۳)

پنهان و آشکار به یادت گریستم چون ابر نوبهار به یادت گریستمدل...

حق با سهراب سپهری بود، فراموشی واقعا کیمیاست.🍂#دلنویس☽︎حالِ ...

🔴 شعر عرفان‌پور برای «آرتین»آرتین! خوش‌آمدی! ما چشم‌انتظار ب...

.من ابر پر بارانم اما وقت بارش نیستبغضم! ولی ترجیح دادم در گ...

💌 نامه ای به #امام_زمان(ع).✨ به نام آفریدگار یاس های سپید و ...

معنا برای تو نامه ای می نویسم ... دلتنگی که دست از سر دل ب...

رضا حدادیان

مبینا باقری شاعر تبریزی

به دلتنگی هایمـــ دست نزنمی شکند بغضــمـــــ یک وقت !!آنگاه ...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط