روز پاییزی میلاد تو در یادم هست / روز خاکستری سرد سفر یاد

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست / روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست / نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست
یادم هست …. یادت نیست
خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید / کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست
تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی / باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل / آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست
دیدگاه ها (۱)

روز پاییزی میلاد تو در یادم هستروز خاکستری سرد سفر یادت نیست...

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یا...

روز پاییزی ی میلاد تو در یا دم هستروز خاکستری ی سرد سفر یادت...

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست روز خاکستری سرد سفر یادت نیس...

کاش هیچ آدمی توی دلش، حرف نزده نداشته باشه ...وقتی هنوز حرف ...

کاش هیچ آدمی توی دلش، حرف نزده نداشته باشه ...وقتی هنوز حرف ...

امروز پایان ۶۹روزعزا ست... گرچه تا صاحب عزا نیاید دل ما همیش...

شب شد خاطره ام، ملالی نیستصبح خاطره هایم رو به اشک شفق مسپار...

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باشورنه ره خود گیر و یکی راهگذر باش...

دستبند ست اختصاصی خشم شب و خشم روز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط