{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب شد خاطره ام، ملالی نیست

شب شد خاطره ام، ملالی نیست
صبح خاطره هایم رو به اشک شفق مسپار
بازم یه صبح قشنگ دیگه ست
فکر کردم تا تو بری صبحانه رو آمده کنی غافلگیرت میکردم .
اما الان می بینم که تو برام توی همون لیوانی قهوه خواهی ریخت که یک روز عصر من ازش خوشم می اومد و
یادم رفته بود بخرمش .
رفته بودم برات گل بچینم تا یادت باشه من از تو زرنگ تربودم , ولی بازم رو دست خوردم .
آی پریای مهربون , بهم بگین یعنی میدونه منم دوستش دارم ؟
گل گل گل , این گلها شاهد قلب من هستن .....
بررهروان فرش خیابون زیباتر بکش عکس مرا......

/ سعید
دیدگاه ها (۸)

/ سعید

/ سعید

/ سعید

وقتی که دستامون تو دستهای هم بود...نمی دونستم که دلت آبستن ج...

تکپارتی از جیمین You are not mineداخل بالکن اتاقت بودی... رو...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁵⁶🩵ویو نویسنده 🩵امروز روز موعود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط