روز اول مهر...زنگ انشاء...
روز اول مهر...زنگ انشاء...
به نام خدا...
_من می خواهم در آینده شهید بشوم...برای این که...
معلم که خنده اش گرفته بود،سعی کرد خودش را کنترل کند...
پرید وسط حرف مهدی و گفت:
_ببین مهدی جان! موضوع انشاء این بود که در آینده می خواهید چه کاره شوید؟
باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی پسرم...
بذار بگم؟؟اهان مثلا پدر خودت چه کارست؟؟؟
پدرم شهید شده...............
به نام خدا...
_من می خواهم در آینده شهید بشوم...برای این که...
معلم که خنده اش گرفته بود،سعی کرد خودش را کنترل کند...
پرید وسط حرف مهدی و گفت:
_ببین مهدی جان! موضوع انشاء این بود که در آینده می خواهید چه کاره شوید؟
باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی پسرم...
بذار بگم؟؟اهان مثلا پدر خودت چه کارست؟؟؟
پدرم شهید شده...............
- ۱.۱k
- ۱۳ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط