{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😘🌹

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد

وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

بهار زندگانی طی شد و کرد آفت ایام

به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد

قضای آسمانی بود مشتاقی و مهجوری

چه تدبیری توانم با قضای آسمانی کرد

شراب ارغوانی چاره رخسار زردم نیست

بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد

هنوز از آبشار دیده دامان رشک دریا بود

که ما را سینه آتشفشان آتشفشانی کرد

چه بود ار باز می گشتی به روز من توانائی

که خود دیدی چها با روزگارم ناتوانی کرد

جوانی کردن ای دل شیوه جانانه بود اما

جوانی هم پی جانان شد و با ما جوانی کرد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود

دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

جوانان در بهار عمر یاد از شهریار آرید

که عمری در گلستان جوانی نغمه خوانی کرد
دیدگاه ها (۱)

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد، وداع جاودانی حسرتا با من...

خمید نرگس پژمرده‌ای ز اندوه و شرم چو دید جلوهٔ گلهای بوستانی...

سید کریم امیری

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

دانلود کتاب دن کیشوت - نویسنده میگل سروانتس

🍒🍃سخت است که عمری بدوی لحظه دیدارآن دم که رسیدی نفسی مانده ن...

🍃🍒خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیمراه رود جاری احساسما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط