{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد
وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

بهار زندگانی طی شد و کرد آفت ایام
به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد

قضای آسمانی بود مشتاقی و مهجوری
چه تدبیری توانم با قضای آسمانی کرد

شراب ارغوانی چاره رخسار زردم نیست
بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد

هنوز از آبشار دیده دامان رشک دریا بود
که ما را سینه آتشفشان آتشفشانی کرد

چه بود ار باز می گشتی به روز من توانائی
که خود دیدی چها با روزگارم ناتوانی کرد

جوانی کردن ای دل شیوه جانانه بود اما
جوانی هم پی جانان شد و با ما جوانی کرد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود
دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

جوانان در بهار عمر یاد از شهریار آرید
که عمری در گلستان جوانی نغمه خوانی کرد

شهریار
دیدگاه ها (۵)

تمام روزرها شده چون لاشه ای بر آببه سوی سهمناک ترین صخره پیش...

دوم مرداد سالروزدرگذشت احمد شاملوروحش شاد یادش گرامی از شهر ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم.آینه ها و شب پره های ...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

😘🌹

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد، وداع جاودانی حسرتا با من...

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من ج...

خمید نرگس پژمرده‌ای ز اندوه و شرم چو دید جلوهٔ گلهای بوستانی...

سید کریم امیری

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط