قورباغه به کانگورو گفت: من می تونم بپرم و تو هم می تونی.
قورباغه به کانگورو گفت: من می تونم بپرم و تو هم می تونی. پس اگر باهم ازدواج کنیم.
بچه مان می تواند از روی کوهها بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه»بذاریم ...
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با کانگوروی لجبازی مثل تو ازدواج کنم!!
کانگورو گفت: «بهتر»
قورباغه دیگر چیزی نگفت.
کانگورو جست زد و رفت.
آنها هیچوقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند
که بتواند از کوهها بجهد و یا یک فرسنگ بپرد!!
چه بد، چه حیف ...
که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند!!
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین بار مفهومی مدیریتی جالبی دارد;
┘◄ پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود
بچه مان می تواند از روی کوهها بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه»بذاریم ...
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با کانگوروی لجبازی مثل تو ازدواج کنم!!
کانگورو گفت: «بهتر»
قورباغه دیگر چیزی نگفت.
کانگورو جست زد و رفت.
آنها هیچوقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند
که بتواند از کوهها بجهد و یا یک فرسنگ بپرد!!
چه بد، چه حیف ...
که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند!!
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین بار مفهومی مدیریتی جالبی دارد;
┘◄ پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود
- ۱.۸k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط