{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کنم

چه کنم
با غم خویش؟
گه گهی
بغض دلم میترکد

دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم
سر خود بر رویش

و کنم گریه که شاید
کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
دیدگاه ها (۳)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿چه کنم با غم خویش؟گه گهی بغض دلم میتر...

عاشقانه های شبنم

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

جاده بی راهه

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط