{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله الرحمن الرحیــــــــــــــــــــــــــــم

بسم الله الرحمن الرحیــــــــــــــــــــــــــــم

اَللّـهـــــــُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ
الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی
آبائِه فی هذِهِ السَّاعَةِ وَ
فی کُلِّ ساعَة وَلِیّاً وَحافِظاً
وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْنا
حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً
وَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا .

یاصاحبــــــــــــ الزمان😔

فرموده حضرت هرکجاروضه ی عموجانم عباس خونده بشه...سراسیمه خؤدمومیرسونم..

امشب امام زمان هم به روضمون میاد😭

خوب ابروداری کنیم جلؤصاحب عزا...

گرد و خاکی عظیم بر پا شد
روی حـــــــــس فرات چین افتاد

آسمان مشــــــــــــــک را به دوش کشید
قرعه این بار اینچنین افتاد

غیرت الله ازخیمه ببرون اومده...

ابی عبدالله وخانوم زینب..بااشک نگاش میکنن...

چن.تابچه دوروبرش....

فقط صدای العطش وگریه ی بچه هامیاد...

عباسم....

توتنهاامیدمنی....

توعلمدارمنی

اگه بری میدون لشکرازهم میپاشه

توبروفقط برااین بچه هااب بیار

اما

خدانکنه خواهری بدونه اخرین باره ک داداششومیبینه😭 😭 😭

اونم کی...

زیــــــــــــــــــنب

مگه میشه گفت این علافه ومحبت خاهریو...

اشک ازچشماش جاری شده😭 😭 😭 😭

به زیرلب ان یکادمیخؤنه....😭

داداشـــــــــــــــــــ

خیلی مؤاظب باش

من میدونم کسی حریف تونیست تودنیا

امامیترسم چشم بخؤری😭

اخه...زیباوباصفـــــــــــاشده ای....😭 احتیاط کـــــــــن

اوجی گرفته ای وبه طوبی رسیده ای.....

هم.قـــــــــدمرتضی شده ای.....😭

احتیاط کن....

چندان یکادخاندم برایت ...برادرم...

اربســـــــــــکه دلـــــــــرباشده ای......

احتیاط کن😭

میره طرف علقمه.....

اماهنوزصداگریه ی علی اصغربه گوش میرسه😭

صداالتماس ربــــــــــــاب...

العطش رقیـــه😭 😭 😭 😭

یه لقبی داره ابالفضل..نمیدونم شنیدی یانه.

بهش میکن پدرمشک😭

حتمادیدی یه لدرچجورقنداقه ی بچشوبغل میگیره

محکم...مبادابچه ازدستش بیفته...اسیبی ببینه

این مشکومث قنداقه ی بچه محکم توبغل گرفته

میشینه کنارابـــــــــــ

مشکوپرمیکنه....

همه ابروی عبـــــــاسه این مشک

قول داده به ارباب

قول داده به رباب

قول داده به رقیه

تیرونیزه ازصدقدمی بسمتش میاد...

اخه سکینه مشک و دستش داد 😭 😭 😭

اخ همه از چشماش میترسن

یه وقت یه حرومی فریــــــــادزد...

اینطوری فایده نداره....

نانجیب حرمله رو صدا زد

اب بژسه به خیمه ی حسین کارمون تمومه

حرمله بیا ......

ای خدا لعنتت کنه حرمله 😭 😭 😭 😭

حــــــــــــــــــــــرمله....چرابیکارنشستی😭

چکارکنم امیـــــر😭

یدونه از اون تیرای سه شعبتو بیار 😭 😭 😭 😭

مگه چشمای غضب دارشونمیبینی😭 😭

نشست روکنده ی زانو

خدا لعنتتتتت کنه 😭 😭 😭

سه شعبرؤبه کمون کرد...

کشیــــــــــــد.....

دنیــــــــــای عباس وتیره کرد....

امااین ابالفضلــــــــــه ....😭 😭 😭 😭

صدتاسه شعبه هم بیادمگه میتؤنه عباسوازپابندازه😭

نشست رؤاسب....

اناابن علــــــــــے المرتضــــــــــــے

اقاجان...نگران نباش دارم اب میارم به خیمه ها😭 😭 😭 😭 😭 😭

تیروگداشت بین زانوها....

تارفت بیرون بکشه😭

نانجیب پاشوگذاشت روزین اسب...

عــــــــــــــــــمودوبردبالا😭 😭 😭 😭 😭 😭

یاعلــــــــــے😭

نانجیب رفت بالای رکاب بهش گفت عباس که میگن تویی 😭 😭 😭

علمدار که میگن توییی 😭 😭

عمودروفرق عباس😭 😭 😭 😭 :loudly_cr
دیدگاه ها (۲)

بوسه ی اجبار پارت ششم

پارت ۷: بازگشتِ پرنسس و رقابتِ مراقبت

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

... .سلام بر ماه بنی هاشم..با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن ع...

شب تاسوعاست ، شب عباسه ، نکنه چشمی خشک باشهعباس جان مولای من...

از شط خبر رسیده که سقا نیامدهماه منیر خیمه زصحرا نیامدههرگز ...

امان از دل زینب👇 کم کم صدای قافله دارد می ایداز این طرف هم ...

زیـبــــاتـــریـــن درد دل آب فــــرات در صحـــرای کـــربـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط