{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریغ

دریغ
بی شکوه و غریب و رهگذرند
یادهای دگر ، چو برق و چو باد
یاد تو پرشکوه و جاوید است
و آشنای قدیم دل ، اما
ای دریغ ! ای دریغ ! ای
فریاد
با دل من چه می تواند کرد
یادت ؟ ای باد من ز دل برده
من گرفتم لطیف ،‌ چون شبنم
هم درخشان و پاک ، چون باران
چه کنند این دو ، ای بهشت جوان
با یکی برگ پیر و پژمرده ؟
دیدگاه ها (۱)

خدایا چه کسی باغبان استدر این باغ ِ همیشه خزانو چه کسی کامرا...

آرزو ....آرزوی قشنگی ست...داشتن ردپای تو کنار ردپای من...بر ...

مــــے گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام،،مـــے گـُــویــَـنـــد...

یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید ...

AR-Lp 36

سوختم چه آتشی نگاه تو داردآخر دلم دل تو را به دست آردبی تو ک...

جانا

شکسته ام من هر چه بادا باد رها چو برگ خسته در بادجانا دلم رب...

سوختم چه آتشی نگاه تو داردآخر دلم دل تو را به دست آردبی تو ک...

مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار تو را خدا نگهدار که می...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیاتست عشق در دل و جانش پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط