{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳: بهایِ پیروزی

پارت ۱۳: بهایِ پیروزی
صدای شلیک مثل پتک توی مغزِ ا.ت کوبیده شد. بی‌سیم فقط خش‌خش می‌کرد. ا.ت با دستانی که به‌شدت می‌لرزید، کدهایِ نهایی رو وارد کرد. «نکن… خواهش می‌کنم، یونگی…» زیر لب زمزمه کرد و چشم از مانیتور برنداشت. درصدِ آپلودِ داده‌ها رویِ ۹۵ درصد گیر کرده بود. کانگ‌ده داشت از اون‌طرفِ شبکه با تمامِ قدرت سیستم رو قفل می‌کرد.

ا.ت دندان‌قروچه‌ای کرد. «فکر کردی حریفتم؟» او یه پروتکلِ میان‌بر باز کرد، سیستمی که یونگی بهش یاد داده بود—یک راهِ نفوذِ مستقیم به قلبِ سرورهایِ خانواده‌یِ لی. در عرضِ چند ثانیه، درصد از ۹۵ به ۱۰۰ پرید: «انتقال کامل شد.»

درِ اتاقِ کنترل با شدت باز شد. ا.ت از جا پرید و اسلحه‌ی کوچیکی که یونگی بهش داده بود رو از کشو درآورد و سمتِ در گرفت.

سایه‌ای وارد شد. یونگی بود. نفس‌نفس می‌زد، پیراهنِ سفیدش از قسمتِ بازو به رنگِ قرمز دراومده بود و قطراتِ خون روی زمین می‌چکید. پشت سرش، کانگ‌ده رو دید که توسطِ دو تا از بادیگاردها با دست‌هایِ بسته به داخل پرت شد.ا.ت به سمتِ یونگی دوید. «یونگی! تو… تو زخمی شدی!»

یونگی با دستِ سالمش صورتِ ا.ت رو قاب کرد، نگاهش سردتر از همیشه بود، اما توی چشم‌هایش شعله‌ای از دیوانگی می‌سوخت. «من خوبم. فقط یه خراشِ سطحیِ لعنتی بود.» بعد نگاهش رو به کانگ‌ده که رویِ زمین افتاده بود دوخت. «اون دیگه نمی‌تونه به کسی آسیب بزنه.»

ا.ت به مانیتور اشاره کرد. «داده‌ها رو دارم. تمامِ نقشه‌هایِ خانواده‌یِ لی، شماره‌حساب‌هایِ مخفی‌شون، حتی اسامیِ تمامِ آدم‌هایی که توی پلیس و دولت خریدن… همه‌اش اینجاست.»

یونگی لبخندِ محوی زد که بیشتر شبیه به یک خطِ کج بود. «حالا وقتشه که بازی رو عوض کنیم. اونا فکر کردن دارن شکار می‌کنن، ولی نمی‌دونستن که مستقیم دارن واردِ قفسِ شیر می‌شن.»

حالا ا.ت و یونگی برگ برنده‌یِ بزرگی رو در اختیار دارن. کانگ‌ده اسیره، اطلاعاتِ فسادِ خانواده‌یِ لی دستشونه، اما یک تصمیمِ بزرگ باقی مونده

[پایان پارت ۱۳]
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

پارت ۱۳: بهایِ پیروزیصدای شلیک مثل پتک توی مغزِ ا.ت کوبیده ش...

پارت ۱۲: طوفان در راه استسکوتِ سنگینی اتاق کنترل رو فرا گرفت...

اسم فیک:آواز عشقشخصیت های اصلی:ا/ت، یونگی، جی وو، هانا،ته وو...

نام: قرارداد نفرتPart:33جونگکوک چند لحظه به پوشه نگاه کرد، ب...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

پارت ۱۱: ردپای دیجیتالیونگی و ا.ت وارد اتاق کنترل شدند. فضای...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

نام: قرارداد نفرتPart:81صدای قدم‌ها نزدیک‌تر می‌شد.ا/ت نفسش ...

part 6. three hearts, one love

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط