{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴

چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.
همه به ا/ت خیره شده بودن؛ اما خودش هنوز به صفحه‌ی گوشی نگاه می‌کرد. انگار اون دو پیام، درِ بخشی از ذهنش رو باز کرده بودن که مدت‌ها قفل مونده بود.
صدای اون آدم هنوز توی سرش می‌پیچید:
«اگه تهیونگ حقیقت رو بفهمه، همه‌چی تموم می‌شه.»
تهیونگ دست ا/ت رو گرفت و آروم صداش کرد:
تهیونگ:ا/ت… به من نگاه کن.
ا/ت به‌سختی سرش رو بالا آورد. نگرانی توی چشم‌های تهیونگ موج می‌زد.
تهیونگ: صدای کی بود؟
ا/ت لب‌هاش رو روی هم فشار داد و چند لحظه سعی کرد چهره‌ی اون آدم رو به یاد بیاره، ولی هر بار فقط یه سایه‌ی تار جلوی چشمش ظاهر می‌شد.
ا/ت:نمی‌دونم… صورتش رو نمی‌بینم. فقط صداشه که یادمه.
تهیونگ:مرد بود یا زن؟
ا/ت چشم‌هاش رو بست.صدای بارون…صدای موج‌هایی که به صخره‌ها می‌خوردن…درِ خونه‌ی قدیمی که با شدت بسته می‌شد…و بعد همون صدا:
«این رابطه باید همین‌جا تموم بشه.»
ا/ت چشم‌هاش رو باز کرد و با تردید گفت:
ا/ت:فکر کنم مرد بود… ولی مطمئن نیستم. صداش واضح نیست.
یونگی از جاش بلند شد و کنار نامجون رفت.
یونگی:باید فرض کنیم اون آدم همه‌چی رو درباره‌شون می‌دونه. خونه‌ی کنار دریا، تصادف، حتی برگشتن خاطرات ا/ت.
جی‌هوپ:ولی از کجا فهمیده خاطره‌ش برگشته؟
جونگ‌کوک به گوشی ا/ت اشاره کرد.
جونگ‌کوک:شاید از همون اول مراقبش بوده.
تهیونگ با شنیدن اون جمله، دست ا/ت رو محکم‌تر گرفت.
تهیونگ:یعنی ممکنه تمام این مدت یکی تعقیبش کرده باشه؟
جین با صورت جدی به نامجون نگاه کرد.
جین:اول باید مطمئن بشیم گوشی ا/ت هک نشده. شاید از طریق گوشی به پیام‌ها، تماس‌ها یا موقعیتش دسترسی دارن.
...
دیدگاه ها (۱)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁵ا/ت با نگرانی گوشی رو روی میز گذاشت.ا/ت...

...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶²جین هم جلو اومد و با نگرانی پرسید:جین:م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط