{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- فردی چند گردو به بهلول داد

- فردی چند گردو به بهلول داد
گفت :
بشکن و بخور و برای من دعا کن
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد
آن مرد گفت :
گردوها را می خوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...!
بهلول گفت :
مطمئن باش اگر در راه خدا
داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را
شنیده است


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...
دیدگاه ها (۴)

- همسایه مون امشب بچه ١٢ ساله شو برده خرید یه کت مارک دار وا...

- متنی زیبا از پرفسور سمیعیمحله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ...

امروز با خانومم دعوام شد..من:اگه خیلی ناراضی بودی و ازم خوشت...

خارجکی یعنی چه؟ . . . . . . . دختری است که با جکی جان نسبت خ...

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود شرط بنده پرور...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

✅آموزنده فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای ...

واقعاقشنگه?فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برا...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

واقعا قشنگه فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و بر...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

واقعا قشنگه فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط