{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا قشنگه

واقعا قشنگه

فردی چند گردو به بهلول داد
گفت :
بشکن و بخور و برای من دعا کن
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد
آن مرد گفت :
گردوها را می خوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...!
بهلول گفت :
مطمئن باش اگر در راه خدا
داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را
شنیده است

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...
دیدگاه ها (۷)

حقیقت محض ... خخخخخ

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

واقعا قشنگه فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و بر...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

- فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا ...

واقعاقشنگه?فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برا...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

✅آموزنده فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای ...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط