دلم میخواست ...
دلم میخواست ...
دنیا خانهی مهر و محبت بود
دلم میخواست ...
مردم در همه احوال با هم آشتی بودند
طمع در مال یکدیگر نمیبستند
مراد خویش را در نامرادیهای یکدیگر نمیجستند
ازین خون ریختنها، فتنهها پرهیز میکردنسد
چو کفتاران خونآشام کمتر چنگ و دندان تیز میکردند
چه شیرینست وقتی سینه ها از مهر آکندهست
چه شیرینست وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابندهست
چه شیرینست وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است...
فریدون مشیری
دنیا خانهی مهر و محبت بود
دلم میخواست ...
مردم در همه احوال با هم آشتی بودند
طمع در مال یکدیگر نمیبستند
مراد خویش را در نامرادیهای یکدیگر نمیجستند
ازین خون ریختنها، فتنهها پرهیز میکردنسد
چو کفتاران خونآشام کمتر چنگ و دندان تیز میکردند
چه شیرینست وقتی سینه ها از مهر آکندهست
چه شیرینست وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابندهست
چه شیرینست وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است...
فریدون مشیری
- ۵۲۰
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط