{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می‌خواست دنیا رنگ دیگر بود

دلم می‌خواست دنیا رنگ دیگر بود
دلم می‌خواست دنیا خانه‌ی مهر و محبت بود
بهشت عشق می‌خندید
چه شیرین است وقتی سینه‌ها از مهر آکنده‌است
چه شیرین است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده‌است
. . .
مشیری
دیدگاه ها (۱)

من نمی‌دانمکه چرا انسان این دانااین پیغمبردر تکاپوهایشچیزی ا...

زندگی رویا نیستزندگی زیبایی‌ستمی‌توانبر درختی تهی از بار، زد...

دلم می‌خواست دست عشق چون روز نخستین مستی‌ام را زیرو رو می‌کر...

سلام دوستان،زندگانی بس قشنگه وقت اما خیلی تنگهپس به زندگی بخ...

عاشقانه های شبنم

سلام مهربان پدرم ، مهدی جان صبحتان بخیر ، عزیز دل های ماچه د...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

آدم‌ ها همیشه با شیرینی و تلخیشون قضاوت نمیشن...گاهی کسی هست...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط