{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هشت سال گذشت...

هشت سال گذشت...
هشت سال با هم سختی ها رو تحمل کردیم با هم خندیدیم با هم تلاش کردیم با هم گریه کردیم با هم نفس کشیدیم با هم زندگی کردیم به هم امیددادیم ما به امید اونا و اونا به امید ما زندگی کردیم که با تلاشاشون روز و شب و شب و روز میکردن که الان جایگاه خیلی بهتر رسیدیم و دوباره با تلاش میتونیم به بالاترین جایگاه برسیم...چی میتونم بگم که اینقدر علاقه بین اکسو واکسوال ها زیاده...چی میتونم بگم وقتی که اعضا هشت سال تلاش کردن و براشون یه عمر گذشت و همه ی جونیشون رو گذاشتن ... چی میتونم بگم وقتی این همه سختی ها رو تحمل کردن و گریه کردن و ضربه خوردن و حالشون بدمیشد و درد کشیدن و غصه خوردن ولی به روی خودشون نمی آوردن و فقط طاقت
آوردن و قوی تر شدن...
فقط میتونم بگم ...
اکسو مثله کوه پشت اکسوالاشه!
اکسوالا یه تنه پشت اکسوعه!
دیدگاه ها (۷۲)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 18نویسنده:«اونا کمی حرف زدن ...

والیبال ایران قهرمان جهان شد🏆 تیم ملی والیبال پسران زیر ۱۷ س...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۸----------------------------------------⭐🌕...

happy birthday daddy chanieeee

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۴ویو راوی نورا که ...

دلتنگ یک رفیق پارت * شدو : واقعا امید داری ؟ من نباید میومد...

((تبدیل به شخصیت فرعی درمانگر شدم))

اسم رمان جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط