سلام عشقای من ...
سلام عشقای من ...
خوبید ؟؟
دلم واستون تنگ شده بود
اول اینکه خیلی خیلی شرمندم فوفا رو ببخشید که منتظرتون گذاشت
دوم اینکه من دیگه به کوکو کاری ندارم... دچار خود درگیری شده فک کنم...هنوز این رمان تموم نشده برداشته رمان مردمو کپی کرده -_-
من دوست دارم رمانای خودمو بزارم
خب دیگه خیلی حرف زدم برید بوخونید.....
ادمین فوفا
قسمت 33:
...فوفا...
اخخخخخ موهامو کندی کوتوله
کوکو: کوتوله عمتهههههه ...من کوتوله نیستمممم
من: نه عزیزم تو کوتوله نیستی فقط نصفت زیر زمینه
کوکو : میکشمتتتت
من: وای نهههه.. به من رحم کنننن...هه
کای: چرا چشمات اینقد پف و قرمزه؟؟
غزل: بازم گریه کردههههههه ...بازم یاد خشی افتادهههههه ....باز میخواد خودشو داغون کنههههه....چرا اینقد بهش فکر میکنی هااااااااااا؟؟؟چرا خشایارو ول نمیکنی؟
بلند بلند گریه میکردم
با دو رفتم تو اتاقم
.......
کای: میشه یکی بگه چه خبره ؟؟
غزل : هیچی...یاد دلیل افسردگیش افتاده
کای: هوووف فعلا بیخیال
.......
نیم ساعت بعد
با چشمایی که اندازه نخود شده بود و قرمززز بود از اتاق خارج شدم
من: ب...ببخشید......
خوبید ؟؟
دلم واستون تنگ شده بود
اول اینکه خیلی خیلی شرمندم فوفا رو ببخشید که منتظرتون گذاشت
دوم اینکه من دیگه به کوکو کاری ندارم... دچار خود درگیری شده فک کنم...هنوز این رمان تموم نشده برداشته رمان مردمو کپی کرده -_-
من دوست دارم رمانای خودمو بزارم
خب دیگه خیلی حرف زدم برید بوخونید.....
ادمین فوفا
قسمت 33:
...فوفا...
اخخخخخ موهامو کندی کوتوله
کوکو: کوتوله عمتهههههه ...من کوتوله نیستمممم
من: نه عزیزم تو کوتوله نیستی فقط نصفت زیر زمینه
کوکو : میکشمتتتت
من: وای نهههه.. به من رحم کنننن...هه
کای: چرا چشمات اینقد پف و قرمزه؟؟
غزل: بازم گریه کردههههههه ...بازم یاد خشی افتادهههههه ....باز میخواد خودشو داغون کنههههه....چرا اینقد بهش فکر میکنی هااااااااااا؟؟؟چرا خشایارو ول نمیکنی؟
بلند بلند گریه میکردم
با دو رفتم تو اتاقم
.......
کای: میشه یکی بگه چه خبره ؟؟
غزل : هیچی...یاد دلیل افسردگیش افتاده
کای: هوووف فعلا بیخیال
.......
نیم ساعت بعد
با چشمایی که اندازه نخود شده بود و قرمززز بود از اتاق خارج شدم
من: ب...ببخشید......
- ۶.۰k
- ۰۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط