حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت...

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... دلباخته سفر بود، همسفر نداشت... حکایت کسی که زخم داشت ولی ناله نکرد... گریه کرد اما اشک نریخت...

اما حکایت تو حکایت نامهربونی هاست...که آمدی دل بردی، عادت دادی و رفتی...
دیدگاه ها (۸)

وقتی لب تو خنده زد

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

وانشات سینا ساعی وقتی

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

پارت ۵

عاشقانه های شبنم

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط