دو پارتی (وقتی بدون اج//ازش رفتی بیرون)

هآی من ا/ت هستم ۲۰ سالمه و تازه دانشگاهم رو تموم کردم و با نامجون ۲ ساله ازدواج کردم اجباری نامجون عاشق منه منم دوستش دارم ، نامجون هیچوقت نمیزاره برم بیرون یا اگر برم باید دوتایی بریم ولی من امروز میخوام تنهایی برم چون نامجون میخواد بره شرکت
______________
نامجون : عز//یزم من رفتم
ا/ت : به سلامت عش//قم
ویو ا/ت
رفتم لب//اسام رو پوشیدم و رفتم مطمئن شم نامجون رفته یا نه دیدم رفته در رو میخواستم باز کنم دیدم در قفله
۱۰ دقیقه داشتم دنبال کلید میگشتم و پیداش کردم و رفتم بیرون ...
وقتی داشتم راه میرفتم هی نامجون زنگ میزد و من هی رد تماس میدادم
ویو نامجون
دیدم ا/ت جواب نمیده یهو دیدم جی پی اس گوشیش روشنه ردشو زدم
رفتم دنبالش و اوردمش خونه
ویو ا/ت
یهو دیدم نامجون اومد دستمو گرفت و اند//اخت تو ماشین
بعدش تو راه هیچ حرفی نزدیم
تا رسیدیم خونه
رسیدیم خونه وقتی وارد شدم گوشم ک//ر شد با داد نامجون
نامجون : به چه حقی بدون اج//ازه من رفتی بیرون؟؟(داد)
ا/ت : ببخشید دیگه تکرار نمیشه
با سی//لی محکمی که نامجون بهم زد اشکام در اومد رفتم تو اتاق دو نفرمون در هم قفل کردم
#بیتیاس #بی_تی_اس #نامجون #جین #یونگی #جی_هوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #جی_کی #ار_ام #شوگا #هوپ #جانگ_هوسوک #ته_ته #فیکشن #فیک #سوک_جین #موچی #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #کیم_نامجون #جئون_جونگ_کوک #مین_یونگی #کیوت #دارک
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ (سرنوشت)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

همسر غیره منتظره

🔹صبح که از خونه رفتم بیرون دیدم مشتی رحیم رفتگر محله چهره‌اش...

ددی خون آشام من

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

مافیای من

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط