{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است
آنچه مرا به شعر گره می زند، غم است€

دلشوره ها همیشه به من راست گفته اند
دلشوره ام همیشه برای تو مبهم است!

من باختم غرور خودم را در این میان 
یک شاه ِبی سپاه شکستش مسلّم است€

باید که جای زخم تو بازخم گم شود
هر درد تازه ای برسد ، مثل مرهم است€

باچتر می روم که نسوزم از آتشش
باران که نیست! بارش ِ داغی دمادم است€

بعد ازتو نام دیگر ِ آغوش بسته ام،
دیگر بهشت نیست عزیزم، جهنم است€

سرکش شدم، بهانه گرفتم، ندیدی ام
یک بارهم نشد که بپرسی چه مرگم است!

یک بارهم نشد که بفهمی غزال تو
با یک نگاه سرد پلنگانه ات رم است€

عاشق شدیم و نظم جهان را به هم زدیم
دنیا هنوزهم که هنوز است درهم است€
دیدگاه ها (۱)

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ز...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می‌ز...

.هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است آنچه مرا به شعر گره می ...

گفتند سهم شادی من در این دنیا کم است آنچه من را به نوشتن پنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط