{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است
آنچه مرا به شعر گره می زند ، غم است

دلشوره ها همیشه به من راست گفته اند
دلشوره ام همیشه برای تو مبهم است!

سرکش شدم، بهانه گرفتم، ندیدی ام!
یک بار هم نشد که بپرسی چه مرگم است!

من باختم غرور خودم را دراین میان
یک شاه بی سپاه ، شکستش مسلم است

بعد از تو نام دیگر آغوش ِ بسته ام
دیگر بهشت نیست عزیزم، جهنم است!

با چتر می روم که نسوزم از آتشش
باران که نیست! بارش داغی دمادم است

باید که جای زخم تو با زخم گم شود
هر داغ تازه ای برسد مثل مرهم است!
...

عاشق شدیم و نظم جهان را به هم زدیم
دنیا هنوز هم که هنوز است درهم است

رویا باقری
دیدگاه ها (۶)

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می‌ز...

.هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ز...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ز...

گفتند سهم شادی من در این دنیا کم است آنچه من را به نوشتن پنا...

قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشترپیش رویم هم بزن آن را د...

قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر!پیش رویـــــم هــــم ب...

قهوه را بردار و یک قاشق شکر... سم بیشتر! پیش رویـــــم هـــ...

قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشترپیش رویم هم بزن آن را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط