گر چه هر شب استکان بر استکانت می زنند
گر چه هر شب استکان بر استکانت می زنند
هر چه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنند
تا بریزی دردهایت را درون دایره
جای همدردی فقط زخم زبانت می زنند
عده ای که از شرف بویی نبردند و فقط
نیش هاشان را به مغز استخوانت می زنند
زندگی را خشک مثل زنده رودت می کنند
با تبر بر ریشه ی نصف جهانت می زنند
چون براشان جای استکبار را پر کرده ای
با تمسخر مشت محکم بر دهانت می زنند
پیش ترها مخفیانه بر زمینت می زنند
تازگی ها آشکارا آسمانت می زنند
اه! قدری فرق دارد زخم خنجر هایشان
دوستانت پا به پای دشمنانت می زدند
هر چه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنند
تا بریزی دردهایت را درون دایره
جای همدردی فقط زخم زبانت می زنند
عده ای که از شرف بویی نبردند و فقط
نیش هاشان را به مغز استخوانت می زنند
زندگی را خشک مثل زنده رودت می کنند
با تبر بر ریشه ی نصف جهانت می زنند
چون براشان جای استکبار را پر کرده ای
با تمسخر مشت محکم بر دهانت می زنند
پیش ترها مخفیانه بر زمینت می زنند
تازگی ها آشکارا آسمانت می زنند
اه! قدری فرق دارد زخم خنجر هایشان
دوستانت پا به پای دشمنانت می زدند
- ۱.۶k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط