روز و شب نامت را صدا کردم
روز و شب نامت را صدا کردم
هرچه بود و نبود را رها کردم
خواستم تمام هستی ام تو باشی
برایت غرورم را هم فدا کردم
ناگه اما چه کردی تو بامن
که حتی خود را ز خود جدا کردم
درآن گه کسی با من نبود
رو به آسمان خدارا صدا کردم
ربـــــــــــــاه
چرا این میشود پایان کار
مگر من درحقش چه جفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم
نخواهم بمانم بعد از جفا و جور
یاری که در حقش فقط وفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم
هرچه بود و نبود را رها کردم
خواستم تمام هستی ام تو باشی
برایت غرورم را هم فدا کردم
ناگه اما چه کردی تو بامن
که حتی خود را ز خود جدا کردم
درآن گه کسی با من نبود
رو به آسمان خدارا صدا کردم
ربـــــــــــــاه
چرا این میشود پایان کار
مگر من درحقش چه جفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم
نخواهم بمانم بعد از جفا و جور
یاری که در حقش فقط وفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم
- ۶۰۵
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط